۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

خانم جان

دیروز داشتم به " خانم جان" فکر می کردم ... زنی ریز نقش به چشمهایی آبی به رنگ دریا و موهایی بلند و یک دست سفید که می گفتن در جوانی بور بوده ... آره "خانم جان" مادربزرگ مادرم .... تمام خاطرات کودکیم پراست از یاد او .. داستانهای قشنگش : "یارقوزی"، " ملک جمشید" ، "هفت کفش و عصای آهنی"  ... نذر 14 صلواتش که همیشه می گفت : "7 تاشو می خونم و 7 تاشو گرو بر میدارم"  ... زنی زیبا با رگ و ریشه روس که  در 7 سالگی به عقد مردی 25 سال بزرگتر از خودش در اومده بود .... زنی که اختلاف سنی اش با اولین فرزندش تنها 12 سال بود ... همیشه که از آقا جان حرف میزد ازش به نیکی یاد می کرد و می گفت در زمان خودش مرد مهربونی بوده و درک بالایی داشته و من همیشه در عجب این "درک بالا" مونده ام ... چطور این "درک بالا" حاضر شده دختر بچه 7 ساله ای رو به عقد خودش دربیاره؟!!!!! ....

متاسف می شم وقتی می بینم این اتفاق هنوز هم در گوشه و کنار کشورمون می افته .... خدایا! کی میرسه روزی که دختران این سرزمین از این تعصبات کور رها بشن و بتونن دوران کودکیشون رو مثل همه دختر بچه ها "کودکی " کنن و شاد باشن؟ ....


۸ نظر:

مريم گفت...

عزيزم تبريك بابت بلاك زيبات.
با خوندن اين منت رفتن تو حال و هواي قديم. بوي ديوارهاي كاهكلي اب خورده و عطر ياس و اقاقيا كه كنجكاوانه از سر ديوار سرك كشيدن بيرون خونه و شيشه هاي رنكارنكي كه زير نور افتاب رقص نور و رنك را راه انداختن. نميدونم جرا وقتي خانم جون را توصيف ميكردي اين محيط برام تداعي شد.
خانمي اينجور كه نوشتي ايشون خيلي سال قبل ازدواج كردن و و تو اون دوران ازدواج سن كم عجيب نبوده .الان براي ما هضمش مشكله.
شايد يه روزي بياد و نوه نتيجه هاي ما هم تعريف كنن بيجاره مادر جون حيف شد اخه 25 سالش بود مثلا ازدواج كرده.

شیدا گفت...

7 سالگی !

بهار گفت...

تصویر سازی خوبی داری"خانم جان"
زیاد بنویس که هر چقدر بیشتر بنویسی و بخوانی مهارتت بیشتر میشه....موفق باشی گلم

سمیه گفت...

سلام فیروزه ی مهربونم... وای چقدر دلم براتون تنگ شده بود چه خوب کردی که یه وبلاگ راه انداختی اینجوری حداقل اگه نی نی سایت بسته بشه می تونیم از همدیگه باخبر بشیم...

ما هم با یه مطلب تلخ آپیم... شایان گلی رو ببوس

آمیتیس گفت...

چه خوب مینویسی خانوم جان!!
هوس کردم برم وبلاگ 3 سالمو دوباره راه بندازو.گرد و خاکاشو بگیرم!!
ولی من اصلا استعداد نوشتنم مثل تو خوب نیست

مریم 8!!! گفت...

سلام خانومی
خونه جدیدت مبارک !! قلم زیبائی داری فیروزه جان برات آرزوی موفقیت میکنم .
مریم از نوع 8!!!

مامان الينا گفت...

قبول نيست من ديروز پست گذاشتم چرا نيست

به هر حال فيروزه جونم اول از همه وبلاگ مبارك... و بعد هم خيلي قشنگ مينويسي . من از اين به بعد شدم يكي از خواننده هاي پرو پا قرص وبلاگت . زود به زود آپ كن.

شايان گلي رو ببوس

سمیرا گفت...

سلام عزیزم مبارک باشه ... خیلی وبلاگ قشنگیه امیدوارم پر بشه از خاطارت خیلی خیلی زیبا و شاد بوس واسهعشق خاله شایان عزیزم

Free counter and web stats